می آیم
میخواهم
می جویم
دل می بندم
دل میسپارم
عاشق می شوم
عاشق تر می شوم
دیوانه می شوم
جان فدا می کنم
میشکنم
میمیرم میمیرم میمیرم
بقول دوستم ص.ه:
تنها مرگ است که دروغ نمی گوید حضور مرگ همه موهومات را نیست نابود می کند
ما بچه مرگیم مرگست که ما را از فریب زنگی نجات میدهد ودر ته زندگی اوست که مارا
صدا مزند و به سوی خویش می خواند
این هم از زندگی ما یعنی من
نمی دونم از کجا باید شروع کنم
اما اینو می دونم که اگه نگم دق میکنم
باز تلواسه باز تلواسه ترس ترس وترس باز دلشوره دلشوره دلشوره
کی میاد به دادت برسه وقتی که پر خواستنی وقتی که تا ته عشق میریو میریو نمی رسی
وقتی نگاه میکنی میبینی خیلی راحتر بودی اگه به عشقت بی وفا میشدی
ثروت احترام( از نوعی که مردم اینروزا خیلی براشون ارزش داره) آسایش موقعیت اجتماعی (از نوعی که مردم اینروزا خیلی براشون ارزش داره)
همه و همه با بیوفایی به عشقت میومدن دورتو می گرفتن
اما اما
دلت چی میشه
آهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای
دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت چی میشه
مگه ما آدما برای چی زنده ایم مگه ما آدما چند بار می تونیم عاشق بشیم
مگه میشه عشقو هر موقع دلمون خواست تموم کنیم
مگه میشه عاشق نبود
مگه میشه اونو دوست نداشت
مگه میشه به لبخندای کسی دیگه جواب داد در حالی که اون همیشه باهاته و یادش تنهات نمی ذاره
مگه میشه برای یکی دیگه ضربان قلبت بالا بره صدات بلرزه تنت داغ شه وقتی یاد نگاش آتیشت میزنه
مگه میشه دستت این صادقانه ترین سفیر دلت بره تو دستای کسی دیگه زمانی که دلت دنبال گرمای دستای قشنگ اون میگرده
مگه میشه کسی دیگه رو در آغوش کشید و روی قلبت فشارش داد در حالی که ذره ذره تنت اونو صدا میکنه و آرزوی اونو داره
مگه میشه لبهای خشکیده ازعطش تنتو که بی قراره گذاشت روی لبای کسی دیکه وقتی که یاد بوسه هاش مدهوشت میکنه و شرم و اخلاقیاتو به مسخره میگیره و شیدات میکنه
واز همه مگه میشه ها مهمتر
مگه میشه سفره دل شکستمو پیش کس دیگه باز کنم در حالی که همه کسم دوستم یارم رفیقم همسرم همدمم قاتل قلبم شکنجه گرم بیمم امیدم آیندم زندگیم دنیام آخرتم آشیانم آرامشمم حسرتم همه جیزم همه کسممممممممممممممممممممممم اونه اونه اونه
بازم دارم میرم عاشق ترین عاشق خدا
جاده عشق من انتها نداره میدونم سرانجام باید ماشه رو کشید وا ی به حال من وای به حال من
باختن باختن باختن
شیطان برو من عاشقم گول نمی خورم
عهد من محکمه به محکمی مهر مادر
برو وبه همشون بگو این عاشق خسته رو به حال خودش بزارید
اون دلشو بنام کسی زده
کسی که همه کسه اون عاشقه
دیگه خیلی دیره دیگه چیزی از عاشق نمونده
برو به همشون بگو دلی که به حسرت سوخته به عشق
دیگه تا ابد بنام همون میمونه
مال کسی دیگه نمیشه
تورو خدا این عاشق خسته رو به حال خودش بزارید
جاده عشق من انتها نداره میدونم سرانجام باید ماشه رو کشید وا ی به حال من وای به حال من
باختن باختن باختن |