دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386
یاور بی یاور
وقتی معشوقم درید قلبم را
ظالمانه
وقتی که غربت مثل خوره برروحم می نشست
وقتی که طرد شدم از عشق
در حالی که عاشقی ساده و مومن بودم
تو با دستان مهربانت مرهمی گذاشتی بر
روح زخمیم
وقتی که شب بود و سیاهی
مهتابم شدی
بی هیچ خواستنی دلبدلم دادی
فراموشت نمی کنم
ماهتاب شبهای تارم
پس بیا ای همیشگی
یاور بی یاورم باش
